اقتصاد سیاسی یا اقتصاد محض
کدامیک رهگشای حل مشکلات اقتصادی است؟

شنبه 02 شهریور 1387   


مصیب دوانی

59.jpg


نکته مهم نامه 57 اقتصاددان(که پیشتر برای رئیس جمهور نگاشته شده بود) این بوده که دولت به علم اقتصاد تن دهد. افراد منتقد دولت یا مبانی نظری فکر دولت را مطابق آنچه خود در کلاس‌های درس می‌گویند متفاوت می‌بینند یا اینکه خواهان سامان وضع موجود برای رسیدن به اهداف اقتصادی هستند.

1. نگارنده می‌خواهد اثبات کند که هر دولتی باید به اقتصاد سیاسی تن دهد و عالمان جامعه نیز باید در قالب اقتصاد سیاسی عمل نمایند تا بتوان اقدام به سامان دهی وضع موجود اقتصادی نمود و نامه 57 اقتصاددان هم در قالب اقتصاد سیاسی می‌گنجد نه در قالب اقتصاد صرف. زیرا تنها این 57نفر اقتصادادن در کشور وجود ندارند بلکه تعداد اقتصاددانان کشور بیشتر است شاید حدود 200نفر باشند ولی آن 150 نفر بقیه چنین نامه‌ای را ننوشتند یعنی آن 150 نفر نمی‌خواهند طبق چارچوب اقتصاد سیاسی رفتار کنند بلکه می‌خواهند طبق اقتصاد صرف عمل کنند یعنی هیچ کجا محدوده اقتصاد را با محدوده سیاست تداخل یا اورلپ(Overlap) نکنند یعنی آن 150نفر در مورد حل مسایل اقتصادی کشور بی‌تفاوت هستند و سرشان را پایین انداخته‌اند و درسشان را می‌دهند ولی این 57نفر به حدود 13 مورد نابسامانی‌ها یا آسیب‌های مبتلا به کشور اشاره و خواهان رفع آنها شده‌اند.
 2. این 57 نفر عیناً همانند دست‌اندرکاران اداره دولت یعنی وزرا و رئیس‌جمهور و رهبری و غیره که در قالب اقتصاد سیاسی عمل می‌کنند یعنی مبانی نظری فکر خود را که در دایره سیاست قرار گرفته وارد دایره اقتصاد کرده‌اند این 57نفر مبانی علمی اقتصاد خود را وارد سیاست می‌کنند هر دو یعنی اقتصاد سیاسی.
 3. پس تأکید چندین باره آقای ستاری‌فرد که من عضو هیچ حزب و گروه سیاسی نیستم و با این جمله می‌خواهد بیان کند که من (آقای ستاری‌فرد) و 57 نفر اقتصاددان دارند غیرسیاسی عمل می‌کنند حرفی کاملاً غیرعلمی است و از طرفی باعث بی‌اثر شدن علم اقتصاد سیاسی در کشور می‌شود علمی که خود آقایان عالم ‌به آن هستند و می‌دانند بدون اتکا به علم اقتصاد سیاسی هم مشکل اقتصادی در سطح کلان درهیچ کشوری سامان نمی‌یابد و اساساً موضوع توسعه در دنیا بدون اتکا به اقتصاد سیاسی شروع نمی‌شد دلیل این گفته این است که:
 الف) علم اقتصاد صرف به چگونگی وضعیت اقتصادی می‌پردازد ولی علم اقتصاد سیاسی به چرایی وضعیت اقتصادی می‌پردازد و این 57 نفر نمی‌خواهند چگونگی وضع را بیان کنند بلکه هدفشان این است که بگویند چرا وضعیت اینگونه است؟ پس اگر این علم را اگر بجای اینکه شخصاً کاربردی کنند آن را در دفتر سیاسی یک یا چند حزب سیاسی مطرح و این علم را بجای این که تنها با فکر خود پخته نمایند با کمک 15 فکر اعضا دفتر سیاسی حزب پخته نمایند و چکش‌کاری شود و سپس در قالب اقتصاد سیاسی ارائه گردد آیا تأثیرگذار است یا اینکه صرفاً به عنوان یک علم محض ارائه شود؟
ب) آقای دکتر صادقی تهرانی طی مقاله مفصلی که در روزنامه دنیای اقتصاد 85/7/6 به چاپ رسیده عدم توانایی کاربرد عملی علم اقتصاد در کشور را یک بحران تفکر اقتصادی در ایران می‌داند که خلاصه مطلب ایشان این است که: وقتی از استادان و دانش‌آموختگان اقتصادی قدرت تجزیه و تحلیل و نقد معضلات توسعه‌ای کشور و ارائه نسخه‌های اقتصادی و شفابخش انتظار می‌رود توانمندی‌های ما به شدت کاهش می‌یابد. مشکل می‌توانیم در مسایل پیچیده اقتصادی عوامل تعیین کننده اصلی را از دیگر عوامل جدا کنیم تا مسئله Sampled می‌شود. در نتیجه کمتر می‌توانیم تئوری‌های اقتصادی را به عنوان چارچوب فهم مسئله(Frame work of understanding) بکار بریم. در نتیجه به علت این ضعف که در اساتید اقتصاد و شاید سایر علوم وجود دارد موقعی علم اقتصاد می‌تواند اثرگذار در حل آسیب‌ها و بحران‌ها باشد که در قالب اقتصاد سیاسی مطرح شود یعنی همان گونه که رئیس‌جمهور و وزراء در قالب اقصاد سیاسی عمل می‌کنند موقعی می‌توان گزینه مناسبی جایگزین کرد که اقتصاددانان اپوزیسیون نیز در قالب اقتصاد سیاسی نظرات خود را ارائه دهند وگر نه نباید امید به اثرگذاری آن داشت.
توجه کنید در دنیا اقتصاددانان زیادی بوده‌اند که عده‌ای از آنها نوبل اقتصاد هم دریافت کرده‌اند که تنها 3 یا 4 نفر از این اقتصاددانان توانسته‌اند نسخه بدهند و در سرنوشت اقتصاد کشورشان و اقتصاد دنیا اثر بگذارند که مشهورترین آنها «کارل مارکس»، «جان میناردکینز» و «میلتون فریدمن» می‌باشند.
امیدوارم این 57 نفر اقتصاددان عزیز کشورمان نیز کاری مشابه اقتصاددانان فوق (صرف‌نظر از جهت تأثیر آنها) بکنند نه کاری مشابه سایر اقتصاددانان غیراثرگذار شاید آن موقع دیگر دست‌اندرکاران اقصاد سیاسی حکومتی مانند آقای فرهاد رهبر نمی‌توانند این جمله را بگویند که «نظر این اقتصاددانان کلاسیک سنتی است ایشان گفت: باید الگوی توسعه متناسب با جامعه خود را داشته باشیم و به ایدئولوژی، اخلاق و عدالت اجتماعی توجه کنیم و نباید الگوی جامعه سرمایه‌داری در کشور حاکم شود زیرا ارزشهای ما با آنها فرق می‌کند و آنها به عدالت توجه ندارند».





با درود به مدیر محترم این تارنمای وب

- گروه مرکزی رایانه، حامی معارضین ایرانی.

مدیر محترم وب، گروه مرکزی رایانه آماده ی تبادل پیوند با تارنمای شما می باشد. برای پیوستن به فهرست حامیان گروه مرکزی رایانه، لطفا ابتدا پیوند ما را با نام «گروه مرکزی رایانه» و با نشانی www.ccgblog.info، در فهرست پیوندهای ثابت تارنمای خود قرار داده، سپس حتماً با ما تماس حاصل فرمایید.

- وبلاگ اطلاع رسانی گروه مرکزی رایانه: www.ccgblog.info

- تابلوی تماس با گروه مرکزی رایانه: Contact.ccgblog.info

- نشانی پست الکترونیک گروه مرکزی رایانه: ccginfo@gmail.com

با سپاس فراوان، منشی اینترنتی گروه مرکزی رایانه: سولماز

فرستاده شده توسط: گروه مرکزی رایانه در تاریخ<

فرستادن نظرات


مرا به خاطر داشته باش?